اگر به یک وب سایت یا فروشگاه رایگان با فضای نامحدود و امکانات فراوان نیاز دارید بی درنگ دکمه زیر را کلیک نمایید.
ایجاد وب سایت یا
کتاب تأثیر تغذیه بر اخلاق
- موضوع: تغذیه - جنبههای مذهبی
- گردآوری: رحمت پوریزدی
- حجم فایل: ۹۰۲کیلوبایت
- تعداد صفحه: ۱۱۸
این کتاب بدون عکس جلد میباشد.
انسان دارای دو بُعد (روح و جسم) است كه بر یکدیگر تأثیر میگذارند و رشد و تعالیِ هر كدام به دیگری وابسته است. پس حفظ سلامتی بخش مادی به عنوان وسیلهای ارزشمند در جهت كمال، بسیار حائز اهمیت میباشد.
تغذیه به عنوان مهمترین عامل سلامتی، تأثیر بسزایی در روند تکامل روح و جسم انسان دارد، لذا حفظ نوع و کیفیت تغذیه بسیار مورد توجه اسلام بوده و احکام و دستورات فقهی ارزشمندی در قرآن و روایات به این موضوع اختصاص یافتهاند.
هدف اسلام صرفاً پرورش جسم آدمی نیست لذا در کنار توصیههای مرتبط در باب خوردن و آشامیدن، علاوه بر توجه دقیق به نکاتی که بسیار مُثمرثمر در پیدایش قوای جسمانی و سلامت بدن است، به آنچه سبب تعالی و ترقّی روح آدمی میشود نیز نگاه قابل اعتنایی داشته است. در حقیقت هدف اسلام تربیت انسانهاست.
ارتباط اخلاق با ساختمان روح و جسم انسان قابل انکار نیست، ولی این ارتباط به اصطلاح در حدّ «مقتضی» است نه «علّت تامّه»، یعنی میتواند زمینهساز باشد نه اینکه الزاماً و اجباراً تأثیر قطعی بگذارد.
در این کتاب، به مرور تأثیر تغذیه بر اخلاق و نیز در ضمن آن تأثیر اخلاق بر تغذیه پرداخته شده است و سعی بر آن بوده تا مبانی، واژهها و موارد تأثیر کاملاً بیان شوند.
استعدادها و تواناییهای انسان بسیار گستردهتر و متنوعتر از تواناییها و استعدادهای جسم است. موجودی که میاندیشد، میفهمد، محبت و نفرت میورزد، حسادت و خیرخواهی میکند، خشم و بردباری دارد، دل میبندد و امیدوار است و... جسم انسان نیست، چرا که ما جسم را میبینیم که در پی حادثهای به جمادی تبدیل میشود که هیچ از او برنمیآید و جز اشغال فضایی به حجم خود، هیچ اثری ندارد، بنابراین وجود انسان علاوه بر این جسم دارای بُعد دیگر است که تمامی این آثار و تواناییها از آن اوست. این بُعد نادیدنی وجود انسان در فرهنگ اسلامی، روح انسان نامیده میشود.
خواندن کتاب تاثیر تغذیه بر اخلاق را به تمام علاقهمندان به سلامت جسم و روان پیشنهاد میگردد.
جوادی آملی گفته است:
طبیب برتر کسی است که «انسان» را درمان کند، نه آنکه کار او تنها درمان بیماریهای مشترک انسان و حیوان باشد. گاهی دست یا پای انسان میشکند و آسیب میبیند و پزشک معالج آنها را ترمیم میکند ولی دستوپا، حقیقت انسان نیست، حقیقت انسان روح اوست نه بدن او، پس طبیب انسان کسی است که مشکلات اخلاقی و روحی او را درمان کند؛ نه بیماریهای بدنی او را. ممکن است پای طبیبی مصدوم یا دست وی شکسته باشد ولی درعینحال بتواند پا یا دست مصدوم دیگری را درمان کند؛ اما طبیب روح چنین نیست!.
برچسب های مهم